حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
سرد خواهد شد روزهایت بی آغوش من باید قاب بگیرم حرفهایت را یه خط داشت اما هفت خط بود
بر تن کن دروغ هایی را که بافتی
من دلم گرم تو بود
تو سرت گرم دلم
همه “عکس” شدند !
به همین سادگی … نوشته شده در دوشنبه 05 اسفند 1392ساعت
16:03 توسط sogand|
ارسال نظر(0)
|
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
