حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

حـــــقـــــیـــــقـــــت


از آن‌ چـــــه در نـــــوشته‌هـــــام مـــــی‌خونیـــــد


تلـــــخ‌تـــــر است ! باور کنید !....

 

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 10 بهمن 1392ساعت 16:01 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |

تا حرف عشق میشه من میــــرم

من سخت از این حرفا دورم

منم یه روز عاشقی کردم ، از وقتی عاشق شدم اینجورم

دارو ندارم پای عشقم رفت

چیزی نموند جز ، درد نامحدود

این جای خالی که تو سینم هست

قبلاً یه روزی جای قلبـــــــــــم بود


این روزگار بد کرده با قلبم، کم بوده از این زندگی سهمم

دلیل می بافم برای عــــشق، برای چیزی که نمی فهمم

از آدمای شهر بیزارم ، چون با یکی شون خاطره دارم

به من نگو با عشق بی رحمی

من زخم دارم ، تو نمی فهمی

♫♫♫

غریبه ام با این خیابونا

من از تمام شهر بیزارم

از هرچی رابطست می ترسم

از هرچی عشقه من طلب کارم

همین که قلب تو مردد شد، در دل من خاطره ای رد شد

از وقتی عاشقش شدم ترسیدم،از وقتی عاشقش شدم بد شد

 

نوشته شده در چهارشنبه 09 بهمن 1392ساعت 12:40 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |

پسری به دختری که تازه باهاش دوس شده بود میگه:


امروز وقت داری ببیای خونمون؟


دختر:مامانم نمیزاره با چه بهونه ای بیام؟


پسر:بگو میخوام برم استخر...


دختر اومد خونه دوس پسرش

پسر:تو که اومدی استخر باید موهات


خیس باشه برو حموم موهاتو


خیس کن


وقتی دختر میره حموم پسر یکی یکی


به دوستاش زنگ میزنه...


پسر و دوستاش یکی یکی میرن حموم و به دختره....


این اخری که رفت حموم 1ساعت.2ساعت


دیدن خیلی دیر کرده


رفتن حموم دیدن دخترو پسر


رگ دستاشونو باهم زدند و گوشه حموم


نـــوشـــتــــه:


نامـــــــــــــــــردا خواهــــــــــــــــرم بـــــــــــــــــــــود

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 09 بهمن 1392ساعت 10:06 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |

کسی که خنجر به پشتم فرو کرد

بوی تنش آشنا بود…

راستی…!

این عطر را خودم برایش خریده بودم…

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 09 بهمن 1392ساعت 10:00 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |

دوستان برای تبادل لینک پیغام بذارید .

 

لینکم کنید خبر بدید تا لینک کنم .

 

  

 

نوشته شده در یکشنبه 06 بهمن 1392ساعت 11:38 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |

نخ به نخ سیگار برگم را

پیک به پیک مشروب تلخم را

ورق به ورق قرصهای خوابم را

آه به آه تمام دردم را

به گلویم سپرده ام

گلویی که پر از درد و بغض است

به این امید که شاید

بتوانم زودتر راه نفس کشیدنم را سد کنم

 

نوشته شده در یکشنبه 06 بهمن 1392ساعت 10:59 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |

لیاقت میخواهـב واژه " ما " شـבלּ لیاقت میخواهـב "شریڪـ شـבלּ "


تو خوش باش به همیــלּ با هم بوבלּ هـاے امروزت . . .


مـלּ خوشـَم به خلوت تنهـآیـے ام . . . 



تو بخـنـב به امروز و مـלּ میخنـבم بہ فرداهایت . . .

 

نوشته شده در یکشنبه 06 بهمن 1392ساعت 10:47 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |

. . .
. . . مـטּ ، منـم خـوבمم . . .

. . . شبیـﮧ هیچڪس نیستـم . . .

. . . اگر مـےخواهے مـثـل بقیـﮧ بـآشمـ . . .

. . . بقـیــﮧ هستنـد . . .

 

نوشته شده در یکشنبه 06 بهمن 1392ساعت 10:45 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |

دنياي ما اندازه‌ي هم نيست من عاشق بارون و گيتارم

من روزها تا ظهر مي‌خوابم من هرشبُ تا صبح بيدارم



دنياي ما اندازه‌ي هم نيست من خيلي وقتا ساكتم، سردم

وقتي كه ميرم تو خودم شايد پائيز سال بعد برگردم



دنياي ما اندازه‌ي هم نيست مي‌بوسمت امّا نمي‌مونم

تو دائم از آينده مي‌پرسي من حال فردامم نميدونم



تو فكر يه آغوش محكم باش آغوش اين ديوونه محكم نيست

صد بار گفتم باز يادت رفت دنياي ما اندازه‌ي هم نيست

 

نوشته شده در یکشنبه 06 بهمن 1392ساعت 10:29 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |

آدمــای لبــریز از نفــرت!

عشــق های پرشــهوت!

عــرق ســگی های پــست فــطرت!

همــه چــیز خــوب اســت..../

چــرابــــدباشــم؟

عشــق هایــمان مــیان پــاهــایمان نفــس میــکشد..

شــرافت آدم هــم آغــوشی ســت...

فــاصــله هر عــشق با عــشقه بعدی یــک نــخ سیــگار اســت..

با ایــن هــمه خــوبــی چــرا بد باشــم!

آرامــــــــــــم!



فقط سیگارم را برایم بیاورید

 

نوشته شده در شنبه 05 بهمن 1392ساعت 11:57 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران