حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
زن که باشی ...
فقط دلشون برای گريه ات ميسوزه ...
از احساساتت راحت رد ميشن و ميگن زنه ديگه عادتشه ...
تنهات ميذارن و توقع دارن مريض نشی ...
ساکتم باشی ميگن غر ميزنی .....
حرف بزنی ميگن انقد تکرار نکن ....
بخندی ميگن تنش ميخاره ...
توی خودت باشی ميگن آخرِ افسردگيه ...
به خودت برسی ميگن خبريه ها ....
بيخيال ريخت و تيپت شی ميگن مثلاً زنی هاااااااا
بگم باز؟
همون بهتر زن نباشيم ...
من يکی که انصراف ميدم ...تموم........
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
