حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

خمیازه های کشدار سیگار پشت سیگار

شب گوشه ای به ناچار سیگار پشت سیگار

این روح خسته هر شب جان کندنش قدیمیست

لعنت به این خود آزار سیگار پشت سیگار

پای چپ جهان را با اره ای بریدند

چپ پاچه های شلوار سیگار پشت سیگار

در انجماد یک تخت این لاشه منفجر شد

پاشیده شد به دیوار سیگار پشت سیگار

بر سنگفرش کوچه خوابیده بی سرانجام

این مرده کفن خوار سیگار پشت سیگار

صد صندلی در این ختم بی سرنشین کبودند

مردی تکیده بی زار سیگار پشت سیگار

تصعید لاله گوش با جیغ های رنگی

شک و شروع انکار سیگار پشت سیگار

مردم از این رهایی مردم از این رهایی

در کوچه های بن بست انگار ها نه انگار سیگار پشت سیگار

این پنج پنجه امشب هم خوبگان خاکند

بدرود دست و گیتار سیگار پشت سیگار

....خودکار من قدیمیست گاهی نمی نویسد

یک مارک بی خریدار سیگار پشت سیگار

 


نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392ساعت 23:32 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید