حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
من این کافه ها رو قبول ندارم !
بدون سیگاری که دودم کند ...
بدون عرقی که سگم کند ...
با چای و قهوه و نسکافه چطور فراموشت کنم....
نوشته شده در جمعه 08 فروردین 1393ساعت
12:58 توسط cafegham72|
ارسال نظر(0)
|
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
