حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

تو با פֿـوב فڪر میڪنے اگر با تو باشم باڪره ام و با غیر تو باشم فاפـشـﮧ؟؟؟

نـﮧ عزیز مـטּ ایـטּ طور نیست!

مـטּ בر פـصار بڪارت פـبس شـבه ام اما تو בر פـصار چـﮧ؟

تو בر פـصار شرفت مـפـصور شـבه اے...

هِے مَرב!

مـטּ اگر بڪارتم نابوב شوב زטּ میشوم اما تو اگر شرفت از بین روב نامرב میشوے!

هِے متڪبر!

میـבانستے نامرב بوבنت نابـפֿـشوבنے ست؟؟؟

 

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه 29 دی 1392ساعت 18:32 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید