حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
ساز دهنی ام را بی حضور تو به دهانم می گذارم و سرخوش از عشقت نوای خاموش قلبم را"می نوازم" تا شاید نسیم،صدایم را به تو برساند... و باز تورا به یاد قلب سوخته ام بیندازد... گرچه خیلی دیر است اما هنوز هم چشم به راه جاده ای هستم که از آن به آسمانها پریدی و هیچ کبوتری خبر از برگشتنت نیاورد... وباز هم کنار جاده،بی حضور تو"می نوازم"...
نوشته شده در یکشنبه 04 اسفند 1392ساعت
16:48 توسط parvaz|
ارسال نظر(0)
|
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
