حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
یک روز میرسد.
یک ملافه ی سفید پایان میدهد.
به من...
به شیطنت هایم...
به بازیگوشی هایم...
به خنده های بلندم...
روزی که همه با دیدن عکسم بغض میکنند و میگویند:
دیوانه، دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده
نوشته شده در جمعه 08 فروردین 1393ساعت
12:36 توسط cafegham72|
ارسال نظر(1)
|
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
