حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

بذارید توی این دستم تفنگ باشه ، من به وکیل انگار نیاز دارم
از تبصره هیچ چی نمیدونم ، خانوم قاضی .... من اعتراض دارم
از ماده ها هیچ چی نمیفهمم ، مادرم میگفت جز فریب نیستند
میگفت جز خواهر های تو ، هیچ کدوم تو دنیا نجیب نیستند
من همش درگیر خودم بودم ، از خودم هم سر در نیاوردم
من که واسه مرغ های همسایه ، بیشتر از غاز خودم غصه میخوردم
من بزرگترین تضاد قرن بودم ، کوالای خنگی که شد آدم
روز ِ مادر ، جای ماشین ِ ظرفشویی ، دستکش ِ بادوام به مادر دادم
یک روز دختری به من گل داد ، ترسیدم بفهمم عشق زیبا بود
من که از تایتانیک چیزی نفهمیدم ، فیلم محبوب من اخراجیها بود
من انگار دارم جذام میگیرم ، بس که با سیلی صورتم رو سرخ کردم
اونقَدَر شورت ِ دو ایکس لارج خریدم تا ، دیگران باور کنن منم مردم
اولین سكس خوب یادم هست ، دختری ... به من .... تو تنش... جا میداد
خندم میگرفت ... یادم میفتاد ، چرا تخت مادر صدا میداد
شغل من خیلی شغل ِ خوبی بود ، واسه آدم برفیا گهواره میساختم
مترسک هارو رو ویلچر میچرخوندم ، توی رینگ جای بوکسورها میباختم
من مدال افتخار میگرفتم هر سال ، چون خودم نه ، یکی دیگه بودم
چون خودم رو تو خودم کشتم ، همون کسیکه رئیس میگه بودم
یک روز دوباره اون دختر بهم گل داد ، خواست که کمی براش وقت بگذارم
خانوم ِ قاضی خوابتون برده؟ دارم کفرتون رو درمیارم؟؟؟ توی نامه گفت منو میبوسه ... و من صبح دیر رفتم سر ِ کارم
چون که باید غسل میکردم ، تا که یادم بیاد دیندارم
یک روز دستمُ گذاشت رو لبهاش ، دیدم که چشماش قرمزُ خیسن
مادرم راست میگفت ، باور نمیکردم، جز خواهرم هیچکدوم نجیب نیستن
آخرش بیخبر از من خودش رو کشت ، رئیس میگفت: دختر ِ هرزه انگار کم داشت
نامه توی دستش بوی باروت میداد ، تفنگ توی دستش یه گلوله دیگم داشت
تازه داشت باورم میشد عاشق من بود ، اما قبول دارم کمی دیر بود
مادر به فکر ِ جهاز ِ دخترهاش ، برای خواستگاری کمی پیر بود
بذارید توی این دستم تفنگ باشه ، من به اون دختر یه گوله بدهکارم
چرا با مرده ها نمیشه وصلت کرد؟؟ خانوم ِ قاضی من اعتراض دارم...


نوشته شده در پنج‌شنبه 14 فروردین 1393ساعت 10:52 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران