حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

افتخار میکنی هرزه ای؟


افتخار میکنی هر روز با احساس یه دختر بازی میکنی

و میری پزشو به دوستات میدی که با اینم اره!!


که همه اویزونتن؟


افتخار میکنی از ۱۰تا کلمت ۱۰۰۰تاش فحشه

و احترام گذاشتن به هیچ کس رو بلد نیستی؟


افتخار میکنی که هر شب مستی

و نوعی از پارتی نبوده که حضور نداشته باشی؟


افتخار میکنی که بگی اهل تعهد نیستی

و دختر واسه بازی دادنه؟

احساس میکنی که خیلی شاخی که تو یه لحظه با هزار نفری؟


نه عزیز من!!


اینا افتخار نیس....عقدس....کمبوده

 


نوشته شده در جمعه 09 اسفند 1392ساعت 17:01 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران