حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
به سلامتي عشقي که من را داشت بسلامتي اون که فکر مي کنيم فراموشش کرديم به سلامتيه اون نبودن هايي که به سلامتی تنهاییم سلامتی کسایی که به سلامتی رفتگری که دیشب تمام شهر مهمون خونش بودن
ولي در گوش همه زار مي زد که تنهايم …
اما يه شب که خوابشو مي بينيم کل روزو پکريم![]()
هيچ بودني جبرانشون نمي کنه![]()
که هر وقت بهش خیانت کردم
بازم اومد سراغم![]()
به پای هم پیر شدن ولی از هم سیر نشدن![]()
بدون کوچکترین مراعاتی خوردن، ریختن، پاشیدن، سوزوندن
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
