حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

خسـتـه ام ...

خستــه ام از ایــن همــه شیـطــان

کــه در پــس چـهـــره ادمــی ...

حتــی خـدای را هــم گـــول می زنـنـد!!!!

شایـد در این میـان بـایـد شیـطـان را پـرستیـد...

کــه سجده بــر ادمـی نـکـرد و

ادمـیــزاد رو خــوب شناخـت

و بـرخـدای خـود یـکرنـگ بـود.!!!


نوشته شده در شنبه 17 اسفند 1392ساعت 16:48 توسط cafegham72| ارسال نظر(3) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید