حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

از همان ابتدا دروغ گفتند

مگر نگفتند که "من" و "تو" ،

"ما" می شویم؟

پس چرا حالا "من" این قدر تنهاست...

از کی "تو" اینقدر سنگ دل شد؟

اصلا این "او" را که بازی داد؟

که آمد و "تو" را با خود برد

و شدید "ما"!

می بینی قصه ی عشقمان را!

فاتحه ی دستور زبان را خوانده است

 

 

 

 


نوشته شده در دوشنبه 16 دی 1392ساعت 14:54 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران