حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
پشت دریا ها هیچی نیست بی خودی قایق نساز
آنجا هم رفتم
آدم هایش مثل آدم های اینجاست
دروغگو و پستند ...
سهراب هم دروغ می گفت...
نوشته شده در چهارشنبه 25 دی 1392ساعت
12:01 توسط cafegham72|
ارسال نظر(0)
|
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
