حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

جدیگه هیچ امیدی نیست / واسه دیدن چشات

واسه ی قدم زدن / توی ساحل نگات

دیگه هیچ امیدی نیست / که بخوای خدام باشی

که تو تاآخر شب / بیای و باهام باشی

من عبادتت کنم / توبگیری دستامو

تو با لمس خنده هات / پاک کنی این اشکامو

دیگه هیچ امیدی نیست / گریمو نمی بینی

می دونم تنها شدم / تو به پام نمی شینی

از یادت رفته گلم / وقتی دل تنگ می شدی

وقتی با غریبه ها / بدو دل سنگ می شدی

یادته بهم می گفتی / پره احساس ِ نگاهم

نکنه تنها بشم من / نگو اشتباهه راهم

به یادت بیار می گفتی / دستتو بذار رو قلبم

دستمو ببین می لرزه / بی وجودت پرِ دردم

تو می گفتی از رو شونت / دستمو من برندارم

دیگه هیچ امیدی نیست / اون روزا یادت بیاد

هی می گن بشین ببین / کی می خواد یارت بیاد

هی می گن گم شده ی تو / دیگه پیداش نمی شه

کی شنید که تو می گفتی/ می مونی تا همیشه ؟

هی می گن بسوز واسش / دیگه غم خوار تو نیست

تو دیگه هر کار کنی / اون می گه یار تو نیست

دیگه هیچ امیدی نیست / دیگه هیچ امیدی نیست

 


نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392ساعت 22:11 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران