حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
روزگاری بود برای سلام کردن به جنس مخالف صداها میلرزیدند روزگاری شد برای گفتن دوستت دارم ، قلب ها لرزیدند حالا . . . روزگاری است که به راحتی حرف از سکس می زنند و فقط "تخت" ها می لرزند . . .
نوشته شده در دوشنبه 09 دی 1392ساعت
15:55 توسط cafegham72|
ارسال نظر(0)
|
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
