حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
ساز گیتار و دود سیگار
قلب زخمخورده و روح بیمار
شیشۀ ابسولوت نیمخورده
با منی که مُهر مرگ بر او خورده
ساکت و سرد مثل قاب عکس ، رو دیوار
بدون نگاهی بر من ، سالهاست مُرده ام انگار
نوشته شده در پنجشنبه 19 دی 1392ساعت
00:18 توسط cafegham72|
ارسال نظر(1)
|
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
