حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

من سکوتم تو ترانه
من یه فانوس تو زبانه
من نگاه مات و گنگم
تو نگاهی عاشقانه
من یه زخمم تو یه مرهم
من به ندرت تو دمادم
من یه باغ گر گرفته
تو مثل نزول شبنم
من و تو دو تا عروسک
با چشای تیله ای
من و تو زندونیِ
خاطره های پیله ای
من یه عکس پرغبار
از یه ترانه ساز لال
اما تو هنوز مثلِ
باور یک قبیله ای
من پر از شکست و تردید
تو شکوه تخت جمشید
من شب شب پره مرده
تو مثل طلوع خورشید
من یه شهر بی پرنده
تو یه پیروز یک برنده
بگو تو حراج چشمات
قیمت ستاره چنده


نوشته شده در پنج‌شنبه 04 اردیبهشت 1393ساعت 10:17 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران