حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
سکوت میکنم
و رفتنت را
لبخند می زنم
نه بارانی می بارد
نه آسمان اخم کرده
و نه من بغض کرده ام
وقتی که تو
غرورت را
به بودن من ترجیح داده ای
من هم
رفتنت را
به بودنت
ترجیح می دهم!
معامله ی خوبیست
لبخند می زنم و...
نوشته شده در چهارشنبه 13 فروردین 1393ساعت
19:37 توسط cafegham72|
ارسال نظر(1)
|
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
