حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

دل من ، حوصله کن ، داد زدن ممنوع است

کم بکن این گله ، فریاد زدن ممنوع است

بین این قوم که هر کار ثوابی است ، کباب

دل دلسوخته را باد زدن ممنوع است

تیشه بر ریشه فرهاد زدن ، شیرین است

حرفی از پیشه فرهاد زدن ممنوع است

بیـن ایـن قـــوم كه از باكـره گی تـرشیـدند

حرفی از حجــله و دامـاد زدن ممنوع اسـت

شادی از منظر این قوم ، گناهی است بزرگ

بزن آهنگ ، ولی شاد زدن ممنوع است...

 


نوشته شده در پنج‌شنبه 04 اردیبهشت 1393ساعت 10:22 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران