حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

دختری با عنصر هوا ....من از سیاره ی زهره امده ام،سمبل من،ابگیر است ، قلب من از جنس یاقوت ارغوانی است، هنگامی که عشق وجودم را در بر میگیرد،قلبم قرمز میشود و هنگامی که نفرت در بر میگیرد مرا قلبم به رنگ بنفش در می اید....لباس ابی از جنس حریر بر تن دارم....پرندگان درشت اندام همیشه در کنارم هستند و زیر سلطه ی من.....بسیار غافلگیر کننده ام ، سریع الانتقال ، دارای حس پیشبینی هستم.....کنجکاو و رفیق بازم.........کم علاقه به اداب و رسوم هستم و زندگی مدرن را ترجیح میدهم......در عشق بسیار جدی و وفادارم ولی قادر به ابراز ان نیستم......متعلق به همه جا و همه کس هستم اما در عین حال از ان هیچ کس نمی باشم،من ازادی خواه و پر جنب و جوش هستم ، ازادی در تنهایی را به اسارت عشق ترجیح میدهم،تنوع طلب هستم برای همین هر چند وقت یکبار حتی دوستانم هم به کلی عوض میشوند....


من دختر بهمن ماه هستم ، دختری که در سرما متولد شده اما گرمای وجودش مانع یخ بستنش در سرمای زمستان عشق شد...


نوشته شده در سه‌شنبه 01 بهمن 1392ساعت 11:44 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران