حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!

هـَرزه " مـﮯنـامـﮯ בُפֿـتـَرﮮ را ڪـﮧ تار ِ مویـﮯ بیروטּ روسرﮮ בآرَב..



یـا בَست عـآشقـﮯ בَر בَست ...



ولـﮯ مـטּ ، هـَرزه تو را مـﮯפֿـوانـґ،



ڪـﮧ بـا هـَر سـُפֿـטּ بـﮯ اَسآسـﮯ با ذهنـَت هـَґ بـَستر مـﮯشوב و



افڪـآرﮮ ایـטּچنیـטּ حـَراґ زآבه בَر سرت مـﮯپـَرورانـَב....


نوشته شده در شنبه 17 اسفند 1392ساعت 15:52 توسط cafegham72| ارسال نظر(0) |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید