حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
همان هایی که روز اول می گفتند " مــن اهل سکــس نیستم "
هنگام سکــس داد میکشند " بیشــــتر "
همـان های که روز اول می گفتند " مــن باکــره هستم "
هنگام سکــس از پشــت داد میکشند" تا تــه "
عجب دنیایی عجیبیست اینجا در جنگلش گرگ و روباه سلطان هستند و در طبیعتش باکره بلدتر از فاحشه ها نوشته شده در سهشنبه 09 اردیبهشت 1393ساعت
00:38 توسط cafegham72|
ارسال نظر(1)
|
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
