حــرفــــــــــــــ هایی با طعم تلخــــــــــــــ
مبهـوت یڪـ شـِڪـست ، مغلوب یڪـ اتِفاق خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین مـُجسمـﮧ اے ساخـتـﮧ اے بـﮧ نـامـ ِ مـَـــــــ ن ...!
خدایا کفر نمیگویم؛ پریشانیم،چه میخواهی تو از جانم؟ مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی! خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی،لباس فقر پوشی،غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته،تهی دستو زبان بسته به سوی خانه باز آیی،زمین و آسمان را کفر میگویی؟!نمیگویی.. خداوندا! اگر روزی بشر گردی،ز حال بندگانت با خبر گردی،پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن،از این بدعت.. خداوندا"تو مسئولی"
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
